تبلیغات
امام حسین - مطالب مهر 1393
امام حسین
کل یوم عاشورا وکل عرض کربلا

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

رفع بیماری از شیعیان

علاّمه بزرگوار حضرت آقاى شیخ حسن فرید گلپایگانى كه از علماى طراز اول تهران هستند از استاد خود مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالكریم یزدى حائرى اعلى اللّه مقامه نقل نمود كه فرمود: اوقاتى كه در سامرا مشغول تحصیل علوم دینى بودم ، وقتى اهالى سامرا به بیمارى وبا و طاعون مبتلا شدند و همه روز عده اى مى مردند.
روزى در منزل استادم مرحوم سید محمد فشاركى اعلى اللّه مقامه جمعى از اهل علم بودند ناگاه مرحوم آقاى میرزاى محمد تقى شیرازى رحمة اللّه علیه - كه در مقام علمى مانند مرحوم فشاركى بود تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا شد كه همه در معرض خطر مرگ هستند.
مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آیا لازم است انجام شود یا نه ؟ همه اهل مجلس تصدیق نمودند كه بلى ...
سپس فرمود: من حكم مى كنم كه شیعیان ساكن سامرا از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را هدیه روح شریف نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجة بن الحسن علیه السلام نمایند تا این بلا از آنان دور شود. اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشورا شدند.
از فردا تلف شدن شیعه موقوف شد ولى همه روزه عده اى از سنى ها مى مردند به طورى كه بر همه آشكار گردید.
برخى از سنى ها از آشنایانشان از شیعه پرسیدند سبب اینكه دیگر از شما كسى تلف نمى شود چیست ؟ به آنها گفته بودند زیارت عاشورا. آنها هم مشغول شدند و بلا از آنها هم برطرف گردید.
جناب آقاى فرید سلمه اللّه تعالى فرمودند: وقتى گرفتارى سختى برایم پیش آمد فرمایش آن مرحوم به یادم آمد از روز اول محرم سرگرم زیارت عاشورا شدم روز هشتم به طور خارق العاده برایم فرج شد.
شكى نیست كه مقام میرزاى شیرازى از این بالاتر است كه پیش خود چیزى بگوید و چون این توسل یعنى خواندن زیارت عاشورا تا ده روز در روایتى از معصوم نرسیده است شاید آن بزرگوار به وسیله رؤ یاى صادقه یا مكاشفه یا مشاهده امام علیه السلام چنین دستورى داده بود و مؤ ثر هم واقع شده است .
مرحوم حاج شیخ محمد باقر شیخ الاسلام نقل نمود كه : در كربلا ایام عاشورا در خانه مرحوم میرزاى شیرازى روضه خوانى بود و روز عاشورا به اتفاق طلاب و علما به حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام و حضرت ابالفضل العباس علیه السلام مى رفتند و عزادارى مى نمودند و عادت میرزا این بود كه هر روز در غرفه خود زیارت عاشورا مى خواند، سپس پایین مى آمد و در مجلس عزا شركت مى نمود؛ روزى خودم حاضر بودم كه پیش از موسم آمدن میرزا ناگاه با حالت غیر عادى پریشان و نالان از پله هاى غرفه به زیر آمد و داخل مسجد شد و مى فرمود: امروز باید از مصیبت عطش حضرت سیدالشهدا علیه السلام بگویید و عزادارى كنید. تمام اهل مجلس منقلب شدند و بعضى حالت بى خودى عارضشان شد، سپس با همان حالت به اتفاق میرزا به صحن شریف و حرم مقدس مشرف شدیم گویا میرزا مأ مور به تذكر شده بود. بالجمله هر كس زیارت عاشورا را یك روز یا ده روز یا چهل روز به قصد توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام (نه به قصد ورود از معصوم ) بخواند البته صحیح و مؤ ثر خواهد بود و اشخاص بى شمارى بدین وسیله به مقاصد مهم خود رسیده اند.
مرحوم میرزا محمد تقى شیرازى در سنه 1338 در كربلا وفات و در جنوب شرقى صحن شریف مدفون گردید

منبع ولینک
http://www.ghadeer.org/hekayat/d_sh_ashora/tor00001.htm

فضیلت خواندن هر روز زیارت عاشورا چیست ؟

حجة الاسلام والمسلمین آقاى حاج نظام الدینى اصفهانى رحمه الله علیه نوشته اند: روزى منزل حاج عبدالغفور (یكى از حاجى هاى موجه و ملازم آیة اللّه حاج سید محمد تقى فقیه احمد آبادى صاحب كتاب شریف ((مكیال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم علیه السلام )) بودم ، یكى از رفقاى ایشان به نام حاج سیّد یحیى مشهور به پنبه كار گفت : برادرم را كه مدتى بود فوت نموده در خواب دیدم با وضع و لباس خوبى كه موجب شگفتى بود.
گفتم : داداش دیگر آن دنیا كلاه چه كسى را برداشتى ؟
گفت : من كلاه كسى را بر نداشتم .
گفتم : من تو را مى شناستم این لباس و این موقعیت از آن تو نیست .
گفت : آرى دیشب شب اول قبر مادر قبر كن بود آقا سیدالشهدا به دیدن آن زن تشریف آوردند و فرمودند: به كسانى كه اطراف آن قبر بودند خلعت ببخشند و من هم از آن عنایات بهره مند شدم بدین جهت از دیشب وضع و حال ما خوب شده و این لباس فاخر را پوشیده ام .
از خواب بیدار شدم نزدیك اذان صبح بود، كارهاى خود را انجام داده و حركت كردم براى تخت فولاد (قبرستان تاریخى و با عظمت اصفهان ) براى تحقیقات سر قبر برادرم رفتم ، بعضى قرآن خوانها كنار قبرها قرآن مى خواندند، از قبرهاى تازه پرسش كردم ، قبر مادر قبركن را معرفى كردند، گفتم : كى دفن شده ؟ گفتند: دیشب شب اول قبر او بوده . متوجه شدم تاریخ با گفته برادرم در خواب مطابق است .
رفتم نزد آقاى قبر كن در تكیه مرحوم آیة اللّه آقا میرزا ابوالمعالى (استاد مرحوم آیة اللّه العظمى بروجردى و صاحب كرامات عجیبه ) كه محاذى قبر آن زن بود، احوالپرسى نمودم و از فوت مادرش سؤ ال كردم ، گفت : دیشب اول قبر او بود.
گفتم : روضه خوانى مى كرد؟ روضه خوان بود؟ كربلا مشرف شده بود؟ گفت : خیر، سؤ ال كرد: این پرسشها براى چى است ؟ خواب خود را گفتم ، گفت : هر روز زیارت عاشورا مى خواند.


منبع و لینک:http://www.ghadeer.org/hekayat/d_sh_ashora/tor00002.htm#link26

سند و فضیلت زیارت عاشورا چیست؟

زیارت عاشورا اگرچه به حسب ظاهر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده ؛ زیرا صفوان كه از یاران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است مى گوید: ((من در روز عاشورا در خدمت امام باقر علیه السلام بودم كه این زیارت را قرائت فرمودند)).
همچنین مى گوید: ((امام صادق علیه السلام پس از زیارت امیرالمؤ منین علیه السلام به طرف كربلا اشاره كردند و این زیارت را قرائت كردند)).
اما در واقع این زیارت از ناحیه خود خداوند متعال نازل شده و از احادیث قدسى است ؛ چون شیخ عباس قمى در مفاتیح الجنان از امام صادق علیه السلام نقل مى كند كه : ((آن حضرت از پدر بزرگوارش و ایشان از اجداد طاهرینش و آنان از پیامبر اكرم و آن حضرت از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل مى كنند كه حضرت احدیّت به ذات مقدس خود قسم خورده كه هر كس امام حسین علیه السلام را با این زیارت ، از دور یا نزدیك زیارت كند، زیارت او را مى پذیرم و خواهش و حاجت او را برآورده مى كنم و فوز به بهشت و آزادى از جهنم را به او عطا مى كنم و شفاعت او را در حق هر كس كه بخواهد قبول مى نمایم )).
سپس امام صادق علیه السلام به صفوان مى گوید: ((هر گاه حاجتى پیدا كردى این زیارت را بخوان كه بر آورده خواهد شد)).
همچنین در بحارالانوار از علقمة بن محمد حضرمى از امام باقر علیه السلام حدیثى را نقل كرده كه مضمونش چنین است كه حضرت فرمود: ((هر كس امام حسین علیه السلام را با این زیارت (زیارت عاشورا) زیارت كند خداوند متعال صد هزار هزار درجه به او بدهد و مثل كسى باشد كه با امام حسین علیه السلام شهید شده باشد و از آن روزى كه امام حسین علیه السلام شهید شده و هر پیغمبر و رسولى و هر كس كه آن حضرت را زیارت كرده خداوند ثواب همه آنها را در نامه اعمال او بنویسد)).(1)
همانگونه كه در بحث خداشناسى ، اول باید انسان ظرف وجودى اش را از همه آلودگى ها پاك كند و با گفتن ((لا اله )) نفى الوهیت از همه خدایان دروغین و طواقیت بنماید آنگاه با گفتن ((الا اللّه )) تسلیم در مقابل حضرت احدیت شود.
در زیارت عاشورا نیز همین مسأ له حاكم است و به قول عرفا و حكما، اول باید تخلیه صورت گیرد سپس تحلیه انجام شود؛ یعنى براى اینكه انسان ملبّس به لباس مقدس تولاّ و تبرّا شود و شیعه و پیرو بودن خود را به اثبات برساند اول باید از دشمنان حضرات معصومین تبرّى بجوید و ظرف وجودى اش را پاك سازد تا خودش را آماده كند براى تقدیم سلام به حضور مقدس امام حسین و اولاد و اصحاب آن حضرت .
روى این حساب است كه در زیارت عاشورا دستور داده شده كه اول باید دشمنان و ظالمان و ستمگران به خاندان عصمت و طهارت را لعن و نفرین كرد بعد خدمت امام حسین علیه السلام سلام داد. اما براى اینكه انسان كاملاً دشمنى خود را نسبت به دشمنان اهل بیت و امام حسین علیه السلام و دوستى خود را نسبت به خاندان پیامبر اكرم مخصوصاً حضرت اباعبداللّه الحسین برساند باید اول صد مرتبه لعن و نفرین كند بعد صد مرتبه سلام و درود و تحیت . كه منقول است خیلى از بزرگان و مراجع و عرفا، زیارت عاشورا را با صد بار لعن و سلام مى خواندند از جمله نقل شده كه امام خمینى رحمه الله علیه چنین زیارت مى كردند.
همچنین حضرت آیة اللّه العظمى بهجت مى گوید: ((شیخ انصارى زیارت عاشورا با صد لعن و سلام مى خواندند)).
بنابراین ، زیارت عاشورا محكى است كه شیعیان و دوستان اهل بیت را به منصّه ظهور و بروز مى رساند و به همین جهت است كه دشمنان خاندان نبوت و رسالت ، مخصوصاً وهّابیها، در كربلا و نجف و عتبات عالیات و مكه و مدینه از به همراه بردن و خواندن مفاتیح مخالفت مى كنند كه عمده مخالفتشان به خاطر زیارت عاشورا است .

سه زیارتی که شیعیان باید زیاد بخوانند

سیّد احمد رشتى مى گوید:
تاریخ 1280 هجرى قمرى به عزم زیارت بیت اللّه از رشت به تبریز رفتم و از آنجا مركبى كرایه كرده و روانه شدم ، در منزل اوّل سه نفر دیگر با من رفیق شدند.
در یكى از منازل بین راه خبر دادند كه قدرى زودتر روانه شویم كه منزل آینده خطرناك و مخوف است كوشش كنید كه از كاروان عقب نمانید.
از این جهت دو سه ساعت به صبح مانده راه افتادیم هنوز یك فرسخ نرفته بودیم كه هوا منقلب شد و برف باریدن گرفت به طورى كه رفقا هر كدام سرهاى خود را به پارچه پیچیدند و تند رفتند من هم هر چه كردم كه بتوانم با آنها بروم ممكن نبود سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پیاده شده و در كنار راه نشسته و متحیر بودم مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولى كه براى هزینه سفر همراه داشتم نگرانى بیشترى داشتم .
با خود گفتم : همین جا تا صبح مى مانم و به منزل قبلى بر مى گردم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه داشته خود را به قافله مى رسانم .
در این اندیشه بودم كه در برابر خود باغى دیدم كه باغبانى با بیلش برف درختان را مى ریخت تا مرا دید جلو آمد و گفت : كیستى ؟
گفتم : رفقایم رفتند و من مانده ام و راه را نمى دانم .
به زبان فارسى فرمود: نافله (2) بخوان تا راه را پیدا كنى . من مشغول نافله شدم نماز شب تمام شد باز آمد و فرمود: نرفتى ؟
گفتم : واللّه راه را نمى دانم .
فرمود: جامعه بخوان .(3)
من زیارت جامعه را از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و زیارت جامعه را تماماً از حفظ خواندم .
باز آمد و فرمود: نرفتى و هنوز اینجایى ؟
بى اختیار گریه ام گرفت ، گفتم : آرى راه را نمى دانم .
فرمود: عاشورا(4) بخوان .
زیارت عاشورا را نیز از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و مشغول زیارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم .
بار سوم آمد و فرمود: نرفتى و هستى ؟
گفتم : آرى نرفتم هستم تا صبح .
فرمود: من هم اكنون تو را به قافله مى رسانم . سپس رفت و بر الاغى سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد.
فرمود: ردیف من بر الاغ سوار شو. من هم پشت سر او سوار شدم و افسار اسبم را كشیدم ، اسب اطاعت نكرد.
فرمود: جلو اسب را به من بده . عنان اسب را به دست راست گرفت و راه افتاد. اسب در نهایت تمكین پیروى كرد.
سپس دست مباركش را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانید؟
نافله ، نافله ، نافله ، سه بار تكرار كرد.
آنگاه فرمود: شما چرا عاشورا نمى خوانید؟
عاشورا، عاشورا، عاشورا.
سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانید؟
جامعه ، جامعه ، جامعه .
دقت كردم دیدم در وقت پیمودن راه به نحو دایره راه طى مى كرد یك مرتبه برگشت و فرمود: اینها رفقاى شمایند كه كنار نهر آبى فرود آمده و براى نماز صبح وضو مى گیرند.
پس من از الاغ پیاده شدم و خواستم سوار اسبم شوم نتوانستم آن آقا پیاده شد و بیل را در برف فرو كرد و به من كمك كرد تا سوار شدم و سر اسب را به طرف رفقایم بر گردانید من در این هنگام با خود گفتم این شخص كى بود كه به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنكه زبانى جز تركى و مذهبى جز عیسوى در آن نواحى نبود و چگونه با این سرعت مرا به قافله رساند؟
برگشتم پشت سر خود را نگاه كردم دیدم كسى نیست

علت لعن و نفرین در زیارت عاشورا چست؟

همسو با قرآن

برخى از روشن‏فكر نماها در مورد زیارت عاشورا از نظر محتوا تردید كرده گفته‏اند : در زیارت عاشورا افرادى به نام و افرادى به وصف لعن شده‏اند ، در حالى كه پیشوایان ما اهل لعن نبودند ! ! در پاسخ باید گفت :آیا پیشوایان ما راهى به جز راه قرآن مى‏پیمودند ؟ آیا قرآن كریم افرادى را به اسم و افرادى را به وصف لعن نكرده است ؟ در قرآن كریم 37 بار واژه لعن به خدا نسبت داده شده ، به افراد و گروه‏هایى چون : ابلیس ، كافران ، دروغگویان و ستمگران لعن شده است .[5] در موردى لعن کردن به حضرت داود و حضرت عیسى[6] و در مواردى به فرشتگان و دیگران نسبت داده شده است .[7]

همسو با سنّت

بر اساس روایات معتبر كه در كتب اهل سنّت به سند صحیح رسیده ، پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم افرادى را به نام و افرادى را به وصف لعن كرده ، كه از آن جمله است :
1 . حكم بن ابى‏العاص ، كه پیامبر او را و نسلش را لعن كرد .[8]
2 . ابوسفیان ، كه معاویه دستش را گرفته از مسجد بیرون برد ، پیامبر اكرم فرمود : خداوند پیرو و پیشرو را لعنت كند .[9]
3. معاویه ، كه ابوذر به وى گفت : از پیامبر شنیدم كه ترا لعن كرد .[10]
4 . مروان بن حكم ، كه عایشه گفت : از پیامبر شنیدم كه فرمود : منظور از « شجره ملعونه » در قران : پدرت حكم و پدر بزرگت : ابوالعاص مى‏باشد .[11] پس محتواى زیارت عاشورا كه لعن به ستمگران ، خاندان ابوسفیان ، خاندان مروان ، خاندان زیاد و دیگر ستمگران مى‏باشد ، دقیقاً با قرآن كریم و سیره پیامبر اكرم (ص)منطبق مى‏باشد .


منبع و لینک منبع:http://montaghem.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=53&Itemid=77

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : jalal

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان